



نگاهی داریم به سریال ها و می تونم بگم که این قسمت اول نگاه به سریال های ماه رمضان است.
اغما
از این سریال ها سالی یک دونه برای ما رمضان ساخته می شود٬ مثل "او یک فرشته بود" که فرشته خانم خیلی خوب کامپیوتر بازی می کرد و خودش را به یک مرد سبیل گنده تبدیل می کرد. یا اون سریال که طرف با پیوند و جراحی صاحب چشم بصیرت شده بود. ما خیال می کردیم چشم بصیرت توی دل آدم است بعد فهمیدیم نه بابا! توی چشم است!تازه قابلیت پیوند زدن هم دارد.
حالا توی سریال اغماء شیطان مرتب از پشت آبسردکن همه جا را دید می زند و صدابردار با ایجاد صداهایی مثل "هو...هوهوهوهو" یا "هی هی هی هی" می خواهد ما را بترساند. حالا ما از کجا فهمیدیم این آقا شسطان است؟ آهان! از این جا که بدون موبایل با موبایل دیگران تماس می گیرد و چشم بسته غیب می گوید و زور می زند و ریش در می آورد. این ژانر سینمایی در تمام دنیا به سینمای ماوراء معروف است و ربطی به دین و ایمان و ماه رمضان ندارد.

یک وجب خاک
ماه رمضان چون ماه شادی است به یک سریال طنز هم احتیاج دارد. فرمول تمام این سریال ها یکی است. یک پولدار سست و یک فقیر مومن و زلال دارد. در این سریال ها آدم مومن، فقیر است و آدم پولدار حق ندارد دین و ایمان داشته باشد. در تمام این سریال ها یک پول کلانی هم وجود دارد که آدمها 30 روز ماه رمضان را دنبال به دست آوردن آن هستند و یک دفعه شب عید فطر تصمیم می گیرند آن را یک جا به یتیمان و فقیران بدهند و از شرّ آن خلاص شوند. آخر می دانید؟ تمام مشکلات موجود در سریال باید الا و لابد در همان شب عید فطر یعتی قسمت آخر حل بشود و تا آخر ماه رمضان سر کارید. ضمناً ازدواج برای سریال های ایرانی مثل آب یرای ماهی واجب و حیاتی و ضروری است. شب عید فطر آن قدر ازدواج توی سریال ها سر می گیرد که کم مانده فلان آقای سریال شبکه یک با فلان خانم شبکه سه و فلان خانم شبکه پنج با فلان آقای شبکه دو ازدواج کند.(البته اینقدر توی این سریال ها ازدواج داره که فکر نکنم آخرش آدم مجردی هم برای این کار باقی بمانه.)آن دسته از جوانانی هم که توانایی ازدواج ندارند می توانند تشریف ببرند داخل سریال، آن جا حتماً مشکلشان حل می شود.

ادامه دارد...


اشکهای بستنی
هنوز یک هفته نشده بود که معلم ده شده بودم. داشتم درس می دادم که یکی از بچه ها دست خود را بلند کرد و گفت:"آقااجازه! این بستنی چیست که لچه های شهری اینقدر آن را دوست دارند؟" من گفتم:"بستنی خوراکی خوشمزه ای است که از شیر٬ شکلات٬ خامه و مقداری مواد دیگر ساخته شده است که بسیار خنک است و معمولا آن را در تابستان می خورند."
روزی که گذرم به شهر و فروشگاهی افتاده بود با خود تصمیم گرفتم که به تعداد بچه ها بستنی تهیه کنم و به شهر ببرم; وقتی به مدرسه رسیدم این خبر را به بچه ها دادم و آن ها را حسابی خوشحال کردم.
یک روز زنگ انشا یکی از بچه ها خاطرۀ خوردن بستنی را نوشته بود:"... و همه از اینکه بستنی خوردیم خوشحال بودیم و از خوشحالی گریه کردیم. بستنی ها هم با ما گریستند."
پایان

در قسمت نظرات بنویسید که این عکس مربوط به چه کسی است؟

لطفا اغما و ميوۀ ممنوعه را سانسور نكنيد!
همان طور كه كاملا احساس مي شد به دنبال سخت گيري هاي مديران صدا و سيما نسبت به برنامه هاي تلويزيوني (كه برخورد با فرزاد حسني و جرح و تعديل "مدار صفر درجه" نقطۀ اوج آن ها بود) اين بار دو مجموعۀ شاخص ماه رمضان زير ذره بين مسؤولان رفته اند و معلوم نيست كه به چه سرنوشتي روبرو شوند. مشكل اصلي صدا و سيما با اغما و ميوۀ ممنوعه بر مي گردد به داستان قسمت هاي پاياني اين دو سريال اما از مشكلات جزيي هم نبايد غافل شد.
در ميوۀ ممنوعه اين خبر به گوش مي رسيد كه حسن فتحي با مديران شبكۀ دوم به توافق رسيده تا شخصا روي اشكالات وارده از سوي آن ها نظارت كند و خودش روي حذف سكانس ها و پلان ها نظر دهد اما گويا اين اتفاق رخ نداد و پلان هاي مهمي از ميوۀ ممنوعه سانسور شدند. از جمله چند پلان از هانيه توسلي... به نظر مي رسد دوران فعاليت حسن فتحي در تلويزيون به سر آمده باشد. در مورد اغما هم حساسيت به اوج رسيده است. مديران در محافل خصوصي اعتراف كرده اند كه خودشان هم بائر نداشتند اين سريال تا اين اندازه پر مخاطب شودو حالا با جلب توجه عمومي نسبت به اغما بايد تعديلاتي در آن صورت گيرد. 14 مهر يك روز مهم و سر شناس براي اين دو سريال شاخص ماه رمضان امسال تلقي مي شود.در اين روز طي دو جلسۀ جداگانه مشخص خواهد شد اغما و ميوۀ ممنوعه در چه شرايطي به پايان خواهند رسيد. اميدواريم اين جلسات به گونه اي باشد كه تفكرات سيروس مقدم و حسن فتحي با سانسور مواجه نشود...


راستي شما آخر اين سريال ها رو چه جوري پيش بيني مي كنيد؟
ادامه یادگاری
ادامه یادگاری
ادامه یادگاری
ادامه یادگاری
ادامه یادگاری




